جلسات مسافران

خلاصه سخنان استاد:


به نام خدا
جلسه یکم از دور هشتم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر در روز یکشنبه مورخه 1392/11/13 با استادی آقای علیرضا نظافتی و نگهبانی آقای امیر جلالیان و دبیری آقای کسری فلاح با دستور جلسه" سم زدایی یا سم نزدایی "راُس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
استاد در ابتدا فرمودند: در زمان قدیم که قرص وجود نداشت یا کمتر از امروز بود اگر کسی میخواست خود کشی کند با تریاک این کار را انجام می داد و اگر دیر به بیمارستان میرسید و به موقع درمان بر روی او انجام نمیشد حتما فوت می کرد، البته این در مورد کسانی بود که در طول عمرشان لب به تریاک نزده بودند و برای اولین بار بیش از یک گرم استفاده میکردند ولی برای کسانی که به مرور زمان هر روز مصرف میکردند دیگر اینگونه نبود و اگر مصرف نمیکردند حالات بدی پیدا میکردند و................
به نام خدا
جلسه سیزدهم از دور هفتم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر در روز سه شنبه مورخه 92/11/8 با استادی آقای عباس رضایی و نگهبانی آقای مهدی معتمدی و دبیری آقای حسام عظیم با دستور جلسه " وظایف رهجو " راُس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
استاد در ابتدا فرمودند: رهجو به کسی گفته میشود که به دنبال راهی است برای رهایی از اعتیاد و ضد ارزشهایی مثل منیت و ترس و نا امیدی و خیلی دیگر از این قبیل چیزها و کسی که وارد کنگره میشود مشخص است که دنبال راه است ولی باید برای پیدا کردن راه درست راهنما انتخاب کند و هدف خود را مشخص کند و طلب و خواسته داشته باشد تا کم کم به آن هدفی که میخواهد برسد .............
به نام خدا
در روز پنجشنبه مورخه 92/11/3 آقای میثم اسماعیل قصاب دستیار محترم دیده بان راهنمایان کنگره 60 جهت بازدید از شعبه تهرانپارس و گفتگو با ایجنت محترم شعبه و مرزبانان و کمک راهنمایان در شعبه تهرانپارس حضور یافتند و ضمن بازدید از قسمتهای مختلف شعبه در جلسه روز پنج شنبه شرکت نمودند.



از طبیعت می توان درس های بسیاری گرفت.
تا به حال نگاهی به یک درخت ســـیب انداخته اید؟شاید با یک حساب سر انگشتی از ظاهر درخت به این نتیجه برسید که پانصد سیب روی درخت قرار دارد که هر کدام حاوی دست کم ده دانه اند.
چند
ثانیه تمرکز کنید و یک ضرب ساده انجام دهید........

به شیطان گفتم لعنت بر تو باد
لبخند زد گفتم:چرا می خندی؟
پاسخ داد از حماقت تو خنده ام می گیرد
پرسیدم:مگر چه کرده ام؟
گفت:مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی به تو نکرده ام!
با تعجب گفتم:پس چرا زمین می خورم؟
گفت:نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای...نفس تو هنوز وحشی است... تورا زمین میزند.
گفتم:پس تو چه کاره ای؟
گفت:هر وقت سواری آموختی برای رم دادن اسب تو خواهم آمد...
فعلا برو سواری بیاموز!!!
به نام خدا
جلسه یازدهم از دور هفتم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژهُ آقایان مسافر با استادی آقای کیارش کرمانیان و نگهبانی آقای مهدی معتمدی و دبیری آقای حسام عظیم با دستور جلسهُ "وادی ششم وتاُثیر آن روی من" راُس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
استاد در ابتدا ضمن تشکر از نگهبان جلسه فرمودند:همهُ ما در طی این هفته که این دستور جلسه را داشتیم با عقل آشنا شدیم و من میخواهم در این باره صحبت کنم که چه میشود که ما می دانیم فرمان عقل درست است و خوب است اما آن را اجرا نمیکنیم مثلا می دانیم صبح زود بیدار شدن خوب است اما نمیتوانیم صبح زود بیدار شویم پس دلیل این قضیه چیست؟ ..................


به نام خدا
جلسه
یازدهم از دور هفتم کارگاههای آموزشی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر در روز
سه شنبه مورخه 92/10/24 با استادی آقای حمید خسروجردی و نگهبانی آقای مهدی
معتمدی و دبیری آقای حسام عظیمی با دستور جلسه "فرق عمل سالم با عمل به ظاهر نیک" راُس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
استاد در ابتدا ضمن تشکر از نگهبان جلسه بیان داشتند ما یک موقعهایی می خواهیم کاری را انجام دهیم تا نزد دیگران بزرگ جلوه کندولی باعث حالخرابی خود و بقیه میشویم،مثلا یه یک نفر از دوستان را به خاطر عمل خلافی دستگیر میکنند و به کلانتری می برند و خانوادهُ او از ما در خواست میکنند که برای او سند بگذاریم و ما هم سریع این کار را انجام می دهیم و هنگامی که فرد از زندان با سند ما آزاد شد میرود پی کارش و این ما هستیم که باید جوابگوی اعمال آن فرد باشیم و آن موقع است که با خود میگوییم عجب اشتباهی کردم ...............
جلسه دهم از دور هفتم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر در روز یکشنبه مورخه 92/10/22 با " دستور جلسه فرق عمل سالم با عمل به ظاهر نیک " با استادی آقای حسین اقبالی و نگهبانی آقای علیرضا نظافتی و دبیری آقای علیرضا باقری راُس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
استاد در ابتدا ضمن تشکر از نگهبان جلسه بیان داشتند:عمل سالم وعمل نیک در نگاه اول شاید هر دو خوب به نظر برسند ولی به مرور زمان متوجه فرق بین آنها میشویم، برای مثال در کلانتری ها اکثر کسانی که مراجعه میکنند وبا هم اختلاف دارند فامیل نزدیک یکدیگر هستند یا خواهر برادر یا پدر و پسر و دلیلش هم اعتماد کردن به یکدیگر است،خوب اعتماد در نگاه اول خیلی خوب است ولی به اندازش و با تفکر.........


به نام خدا
جلسه یازدهم از دور هفتم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر در روز یکشنبه مورخه 92/10/15 با استادی آقای محمد رضا مطهری و نگهبانی آقای علیرضا نظافتی و دبیری آقای علیرضا باقری با دستور جلسه نقش آموزش و خدمت در رهایی و تجربه من راُس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

به نام خدا
جلسهُ دهم از دور هفتم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژهُ آقایان مسافر در روز یکشنبه مورخه 92/10/7 با استادی آقای محمد رضا نظافتی و نگهبانی آقای علیرضا نظافتی و دبیری آقای علیرضا باقری با دستور جلسهُ وادی پنجم و تاُثیر آن روی من راُس ساعت 17 شروع به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
استاد ضمن تشکر از همهُ پیش کسوتان و نگهبان جلسه بیان داشتند در کنگره ما در وادی اول تفکر کردن را می آموزم و در وادی های بعد هم بر روی این موضوع تاُکید زیادی می شود تا می رسیم به این وادی که در این وادی گفته میشود باید تفکرات را از قوه به فعل در آوریم یعنی اینکه من تا امروز راه درست تفکر کردن را آموخته ام و حال باید حرکت کنم و تلاش کنم و در این وادی می اموزیم که تفکر تنها کافی نیست و ما برای کسب دانایی موُثر باید حرکت کنیم و در خود تغییر ایجاد نمائیم چون تا زمانی که خودمان تغییر نکنیم و دیدمان به زندگی تغییر نکند نمی توانیم به دیگران خدمت کنیم و فرد مفیدی باشیم ،این مسئله را با مثالی توضیح می دهم روزی فردی خواست دنیا را تغییر دهد ولی نتوانست بعد گفت کشورش را آباد میکند وتغییر می دهد ولی باز هم نتوانست و بعد شهرش و همینطور ادامه داشت تا خانواده ولی باز هم نتوانست تغییری ایجاد کند و آنجا بود که فهمید برای تغییر همه اینها ابتدا باید خود را تغییر دهد و اگر هر کس خود را تغییر دهد خود به خود دنیا هم تغییر می کند پس باید خود را قوی و آبدیده کنیم و تسویه وپالایش را از خودمان شروع کنیم تا بتوانیم اول به خود خدمت کنیم و بعد هم به دیگران خدمت کنیم.
استاد در ادامه بیان داشتند در این وادی به سه اصل پندار نیک گفتار نیک و کردار نیک اشاره شده است که اگر ما بتوانیم به این سه اصل برسیم و آنها را در زندگی کار بردی کنیم به حال خوش دست یافته ایم ولی باید بانیم به یک باره نمی شود تغییر کرد وبه این سه اصل رسید بلکه باید آرام آرام و ذره ذره از ضد ارزشها دوری کنیم و به طرف ارزشها حرکت کنیم که در این وادی هفت پله و یا پارامتر برای حرکت به سمت ارزشها بیان شده که خیلی به در مسیر ارزشها کمک میکند،اولین پله برگشت از ضد ارزشها است که ما باید بدانیم تنها مشکل ما مواد نیست بلکه تمام ضد ارزشهایی که در زمان مصرف داشتیم باید باهم کنار بگذاریم و مرحله بعدی خودداری است یعنی اینکه از انجام کارهایی که منفعت یا ضررش برای ما مشخص نیست پرهیز کنیم و آنها را انجام ندهیم، مرحله بعدی قناعت است قناعت به این مفهوم نیست که من تا آخر عمر مثل گداها زندگی کنم بلکه باید خوب هم زندگی کنم ولی باید پایه های مالی خود را مستحکم کنم و از خرج های بیهوده پرهیز کنم و قدر آن چیزهایی که در زندگی دارم را بدانم و از حداقل امکانات حداکثر استفاده را بکنم و حسرت زندگی دیگران را نخورم مرحلهُ چهارم صبر است صبر به این مفهوم نیست که من در گوشه ای بنشیم و منتظر باشم تا همه چیز خود به خود انجام شود و درست شود بلکه باید حرکت کنیم و تلاش خود را بکنیم و صبر کنیم تا تلاشمان به ثمر بنشیند،مرحلهُ پنجم وکیل است یعنی من باید در شرایط سخت و دشوار زندگی ضمن تلاش و صبر، به خدا توکل کنم و از او مدد بگیرم و هیچ گاه توکلم را از دست ندهم و بدانم که اگر خواستش را داشته باشم واز او بخوام به من کمک میکند و من راتنها نمی گذارد.مرحلهُ ششم رضا است یعنی هر چیز که خدا به ما داده به آن راضی باشیم و هر چیز که در زندگی ما مقدر شده را با رضایت بپذیریم و مرحلهُ آخر تسلیم است که در این مرحله باید خود را تسلیم مقدرات الهی کنم و فقط فرمان بردار باشم.
به نام خدا
جلسه هفتم از دور هفتم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر در روز سه شنبه مورخه 92/9/26 با استادی آقای مهدی پاشایی و نگهبانی آقای مهدی معتمدی و دبیری آقای حسام عظیمی با دستور "جلسه چرا ورزش می کنم ( جهانبینی ورزشی )" راُس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
استاد در ابتدا فرمودند من قبل از اینکه با کنگره آشنا شوم مدتی به طور مداوم ورزش می کردم ولی برای چند مدت ورزش را رها کردم و آن موقع بود که در بدنم احساس خلاُ کردم و با اولین پیشنهاد مصرف مواد را شروع کردم ودر ابتدا پس از مصرف مواد به ظاهر آن خلاُ هم در بدن من رفع شد و من با انرژی کاذبی که از مواد می گرفتم دوباره ورزش را شروع کردم اما مدتی نگذشت که ورزش را کنار گذاشتم و فقط مصرف کننده کامل مواد شدم تا اینکه به لطف خدا با کنگره آشنا شدم و به درمان اعتیادم پرداختم و در کنار درمانم با اجازه راهنما و برنامه ای که به من داده بود ورزش را شروع کردم البته آن ابتدا با پیاده روی و نرمش های سبک شروع کردم و در سفر دوم ورزش را به صورت جدی انجام دادم. در سفر اول متوجه شدم و آموختم که سیستم ایکس من دچار مشکل بوده و درست کار نمی کرده و من با مصرف مواد انرژی کاذب به بدن خود وارد کردم و از انرژی ذخیره بدنم استفاده کردم تا در ظاهر انرژی بیشتری داشته باشم ولی با این کار بدن خود را نابود کرده بودم واین انرژی را از گوشت و استخوان خود گرفته بودم،دقیقا مثل چراغ نفتی که شعله آن را وقتی زیاد می کنید نور و گرمای بیشتری می دهد ولی در مدت کوتاهی سوخت آن تمام میشود،اما و یکی از دلایلی که راه اندازی سیستم بدن من همین ورزش بود.خوشبختانه با درمانم در کنگره سیستم ایکس من راه اندازی شد و امروز بدون هیچ موادی انرژی بالایی دارم.
به نام خدا
جلسه هشتم از دور هفتم کارگاههای آموزشی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر با استادی آقای دکتر حاج رسولی و نگهبانی آقای علیرضا نظافتی و دبیری آقای علیرضا باقری در روز یکشنبه مورخه 92/9/24 با دستور جلسه جهانبینی ورزشی راُس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:

به نام خدا

افسردگی در واقع یک بیماری فراگیر و لطمه زننده به روح و روان آدمیاست
که از مشخصات آشکار آن احساس پوچ بودن و ناراحتی؛احساس نا امیدی وبی ارزش
بودن و تفکرات منفی است.
فرد مبتلا به افسردگی دارای رفتار کند و آهسته است. محققان علوم رفتاری
میگویند که افسردگیهای پیشرفته نشانهها و علائمیهستند که میتوانند
فعالیتهای روزمره ، مطالعه ، خواب ، خوراک وشرکت در فعالیتهای خوشایند و
سرگرم کننده را تحت تاثیرقرار دهند.
چنین حالتی ممکن است به دفعات در زندگی انسان روی دهد. به نظر محققان در
نوع دیگر افسردگی ، اختلال روانی دارای نشانههایی از طولانی مدت است . و
….
به نام خدا
جهانبینی ورزشی٬ برای چه ورزش میکنیم؟

هدف ابتدایی در کنگره٬ درمان اعتیاد و رهایی از دام هر گونه مواد مخدر و در ادامه به تعادل رسیدن برای داشتن یک زندگی سالم و لذت بخش می باشد. روش کنگرۀ 60 برای درمان روش تدریجی D.S.T با داروی اپیوم یا اپیوم تینکچر می باشد که در این پروسه درمانی لازم است سه پارامتر جسم٬ روان و جهان بینی به تعادل لازم برسند. یک مسافر برای درمان خود شاید نیازمند ورزش نباشد اما برای رسیدن به تعادل هرچه بیشتر٬ ورزش مکمل بسیار قوی برای او می تواند باشد و لازم و ضروری است. چون اجرای مرتب تمرین های بدنی می تواند تکمیل کنندۀ قوای جسمی٬ روانی و فکری هر انسان سالمی باشد.
هر فردی٬ ورزشی را که با تعرق و افزایش ضربان قلب همراه باشد را انجام دهد باعث تقویت و افزایش مواد شبه افیونی از جمله اندروفین و انکفالین و دینورفین و یا دوپامین در دستگاه عصبی خود می شود. که هر کدام از این ها می تواند اثرات شگرفی به روی انسان داشته باشد. ورزش مناسب باعث افزایش انبساط خاطر و تقویت روحیه و اعتماد به نفس انسان می گردد. به عنوان مثال دوپامین یک مادۀ شیمیایی است که اگر بالانس و در تعادل باشد انسان دچار شادی و نشاط می شود و اگر مقداری از حد تعادل بالاتر رود یک دوپینگ کنندۀ خوب می تواند باشد و اگر خیلی بالاتر از میزان طبیعی شود فرد را دچار توهم و دیوانگی می کند (بیماری اسکیزوفرنی) و اگر بسیار کم باشد فرد دچار بیماری پارکینسون می شود. بعضی چیزها باعث می شوند دوپامین مغز در حد نرمال بالا برود از جمله ورزش کردن.
فردی که در کنگره به درمان رسیده با توجه به تعادل در قسمت جهان بینی خود به دنبال لذت های معقول می باشد که ورزش می تواند یکی از آنها باشد و یا مسافری که در حال درمان می باشد نیز به آرامی به دنبال چنین لذتهایی می گردد. البته با توجه به آموزش هایی که شخص در کنگره یاد میگیرد٬ در حال به تعادل رساندن هر چه بیشتر جهان بینی و تفکر خود می باشد. میدان ورزش می تواند یکی از میادینی برای عملی کردن آموزش ها و یا آگاهی هایی که کسب کرده باشد. به عنوان مثال اگر فراگرفته ایم که ادب چیست و یا احترام به یکدیگر لازم و ضروری است و یا مهر و محبت و گذشت چیست دقیقاً در زمین بازی می توانیم به صورت کاربردی اجرا کنیم و یاد گرفته ایم زمانی که انسان چیزی را از دست بدهد به هر دلیلی دچار سه حس ترس، خشم و ناامیدی میشود و حتما مشکلی وجود دارد. زمین ورزش و میدان مسابقه و برد و باخت ها می تواند جولانگاه مناسب برای کار کردن روی این احساس و به تعادل رساندن هر چه بیشتر آنها باشد و این یکی از علت های مهمی می تواند باشد که در کنگره ورزش با این شکل سازماندهی شده و به کار خود در رشته های مختلف می پردازد.
هر یک از مسافران و همسفران باتغییر در نوع نگاه و جهان بینی خود در کنگره، و قانونی که یاد گرفته اند که اگر شکستی نباشد پیروزی معنا و لذتی ندارد و در هر دو حالت آموزشی است برای تکامل بیشتر. آنها میتوانند به نحوی ورزش کنند که هم خود وهم دیگران لذت ببرند.
به نام خدا


به نام خدا
جلسه اول از دور دوم کارگاههای آموزشی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر و همسفران در روز پنجشنبه مورخه 92/9/21 با استادی آقای محمد صداقت و نگهبانی علی لطیفی ودبیری امیر با دستور جلسهُ جهانبینی ورزشی رٍاُس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:


به نام حضرت دوست
اشخاص مسئولیت پذیر به علت پاسخگو بودن قابل اعتماد هستند و جلب اعتماد دیگران یکی از زمینه های مهم در پیشرفت است. مسئولیت پذیری همراه با مسئولیت های بزرگتر به شرطی که فرد شرایط لازم و کافی امور مربوطه داشته باشد٬ عامل مهم جهت تسریع روند پیشرفت های فردی و اجتماعی است.

این ویژگی در هر حرفه یا شغلی بر میزان اعتبار اجتماعی شخص می افزاید. احساس ارزشمند بودن و عزت نفس از نتایج دیگر آن است و به دلیل اعتباری که در جامعه کسب می کنند برجسته تر هستند و بدین ترتیب ترقی و پیشرفت را نصیب خود و جامعه می کنند.
ویژگی افراد مسئولیت پذیر
مسئولیت پذیر بودن باعث انجام بهتر و صحیح تر کارها می شود. داشتن اعتماد به نفس، فعال و پویا بودن، قبول شکست ها در صورت ناکامی به جای مقصر دانستن دیگران یا توجیه شکست ها، تلاش جهت جبران ناکامی، انعطاف پذیر بودن در صورت لزوم و...
افرادی که مسئولیت پذیر نباشند بر عکس مطالب فوق الذکر عمل می نمایند و همیشه سعی دارند هرگونه عدم موفقیت خود را به گردن دیگران بیاندازند و همیشه فکر میکنند که باید مسئولیت آنها به گردن دیگران باشد.
منبع : نمایندگی سعادت آباد

۱- از مقایسهٔ خودبا دیگران دست بکشید.
یکی از بهترین روشها برای افزایش اعتماد به نفس این است که از مقایسهٔ خود با دیگران دست بردارید. مشکل اینجاست که شما فقط قسمت کوچکی از شخصیت آن فرد را که در حال مقایسهاش با خودتان هستید میبینید. هر شخص به صورت متفاوتی فکر میکند، درک میکند، احساس میکند و یاد میگیرد. شما تنها فرد در این جهان هستید که قابلیتی خاص دارید. منظور من تواناییهای خارقالعاده نیستند بلکه روش و راهی است که شما برای حل یک مسئله از آن استفاده میکنید. یادتان باشد هیچ دو اثر انگشتی یکسان نیستند. وقتی شما خود را با فرد دیگری مقایسه میکنید، در ذهنتان او را در تمام مسائل بهتر از خود میبینید. این کار به هیچ وجه روش خوبی برای ارزیابی خودتان نیست. به جای این کار بهتر است نگران این باشید که چقدر خودتان را دوست دارید. شما احتمالاً شگفت زده خواهید شد وقتی ببینید افرادی که خود را دوست دارند چقدر شاد تر از افرادی هستند که خود را دوست ندارند.

۲-همیشه ارتباط چشمی برقرار کنید.
اکثر مردم خیلی زیاد نگران این هستند که دیگران چگونه در مورد انها فکر میکنند. با ایجاد ارتباط چشمی میتوانید خود را یک فرد شایسته، نترس، با اعتماد به نفس نشان میدهید. یک ترفند کوچک وجود دارد و آن این است که اگر شما از این ترس دارید که مستقیم به چشم طرف نگاه کنید، به جای چشمان طرف، به فاصلهٔ میان دو ابروی آن فرد نگاه کنید. در این حالت نه شما مستقیم به فرد نگاه کردهاید و نه آن فرد متوجه این موضوع میشود.
برای این کار شما باید مدتی تلاش کنید تا این کار عادت شما شود.
۳-تغذیهٔ سالم و ورزش.
ظاهر شما علت اصلی اعتماد به نفس پایین در شماست. بهبود ظاهر شما میتواند به طرز شگفت انگیزی اعتماد به نفستان را افزایش دهد. به نظر من بهترین راهی که هم میتوانید حس خوبی داشته باشید و هم اندامی مناسب، ورزش کردن است.
هر ورزشی که انجام دهید خوب است چون باعث ترشح اندورفین میشود این مادهٔ شیمیایی موجب احساس نشاط و بالا رفتن روحیه در شما میشود. ورزش کردن به خودی خود باعث افزایش اعتماد به نفس شما میشود و ادامهٔ آن باعث تناسب اندام. شما بیشتر لبخند میزنید و احساس خوبی خواهید داشت. لبخند بیشتر شما موجب افزایش اعتماد به نفستان میشود. به نظر شما آیا رابطه ای میان این دو وجود دارد؟

۴-شیک لباس بپوشید.
آیا شنیده ایدکه میگویند «وقتی خوشتیپ باشید، احساس خوبی خواهید داشت» این واقعاً حقیقت دارد. وقتی شما شیک لباس بپوشید تأثیر مثبت بر خود و دیگران می گذارید این گونه لباس پوشیدن احساس راحتی خاصی به شما میدهد.
شیک لباس پوشیدن یکی از سادهترین راههاست که باعث افزایش اعتماد به نفس شما میشود.

۵-از دیگران تعریف کنید.
مثبت اندیش باشید. این به شما اجازه میدهد تا نقاط قوت دیگران را ببینید و از آنها تعریف کنید. خوب این چه ربطی به اعتماد به نفس داشت!؟ وقتی شما از دیگران تعریف میکنید به طور حتم آنها هم همین گونه با شما رفتار میکنند و از نقاط قوت شما میگویند. به قول یک مثل قدیمی میگوید «اگر خواستید چیزی بدست بیاورید اول باید ان را به دیگران ببخشید» وقتی دیگران نقاط قوت شما را میگویند مانند یک ذره بین عمل میکنند که رفتار های مثبت شما را بهتر نشان میدهند و این موجب پیشرفت و افزایش اعتماد به نفستان میشود.

۶-به افراد محتاج کمک کنید.
در ظاهر کمک به بیچارگان و درماندگان ممکن است این گونه به نظر برسد که این کار موجب ناراحتی میشود. اما شاید ندانید که کمک کردن به نیازمندان یکی از بهترین احساسات را در شما ایجاد میکند. افرادی که به صورت داوطلبانه این کار را انجام میدهند معمولاً افراد با اعتماد به نفس، با اراده ای هستند.
به قول آنتونی رابینز : راز زندگی در بخشش است.

۷- با ترسهایتان رو به رو شوید و از آنها فرار نکنید.
این دلیل عدم اعتماد به نفس در بیشتر مردم دنیاست. ترسهای ما رابطهٔ مستقیم با احساسی دارد که ما از خود داریم. وقتی ما از چیزی میترسیم، حس میکنیم که در آن زمینه ناتوان هستیم و این موجب کاهش اعتماد به نفس میشود. برای رفع این مورد شما باید با ترسهایتان رو به رو شوید. از ترسهایتان وحشت نکنید. بهترین راه این است که بفهمید چرا این ترسها در شما به وجود آمده اند.
یاد بگیرید هیچ گاه از شکست نترسید. هر شخصی بارها در زندگی شکست میخورد. شکستهای شما زندگیتان را تعریف نمیکنند. شما مسئول پاسخگویی به شکستهایتان و رفع آنها هستید.

۸-همیشه اعتماد به نفس داشته باشید.
اعتماد به نفس را همیشه با خود همراه کنید. در واقع من از شما نمیخواهم تلاش کنید که اعتماد به نفس داشته باشید و به خود استرس راه بدهید که مثلاً الآن من اعتماد به نفس دارم یا نه و …
چند راه برای اینکه بتوانید اعتماد به نفس را در ظاهر خودتان نمایش دهید را برایتان میگویم.
- با صدا و تن مناسب صحبت کنید.
- نسبت به طرز ایستادنتان آگاه باشید.
- حالت دستها و بازوهایتان را مناسب و درست نگه دارید.
- از دستهای خود در زمانی که توضیح میدهید استفاده کنید.

۹-آنقدر وانمود کنید تا به دستش بیاورید.
ممکن است این حرف را قبلاً نیز شنیده باشید. به نظر من در مورد اعتماد به نفس واقعاً درست است.
اگر شما در وضعیتی قرار بگیرید که احساس کردید اعتماد به نفستان کم شده، وانمود کنید که اعتماد به نفس بالایی دارید. مطمئن باشید که اثر میکند. در آن لحظه فکر کنید یک فرد با اعتماد به نفس و محکم هستید. سعی کنید ظاهرتان را هم کنترل کنید. بهتر است برای اینکه بتوانید سریع این کار را انجام دهید یک فرد با اعتماد به نفس را در ذهن تجسم کنید.
با اعتماد به نفس باشید.
منبع:نمایندگی سعادت آباد
به نام خدا
جلسه ُ ششم از دور هفتم کارگاههای آموزشی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر در روز سه شنبه مورخه 92/9/19 با استادی آقای کامیار حسینی و نگهبانی آقای مهدی معتمدی و دبیری آقای حسام عظیمی بادستور جلسهُ وادی چهارم و تاُثیر آن روی من راُس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

به نام خدا
انعکاس اعمال
زنی پسرش به سفر دوری رفته بود و ماهها بود که از او خبری نداشت. بنابراین زن دعا میکرد که او سالم به خانه بازگردد. این زن هر روز به تعداد اعضاء خانوادهاش نان میپخت و همیشه یک نان اضافه هم میپخت و پشت پنجره میگذاشت تا رهگذری گرسنه که از آنجا میگذشت نان را بردارد. هر روز مردی گوژپشت از آنجا میگذشت و نان را بر میداشت و به جای آنکه از او تشکر کند میگفت: «کار پلیدی که بکنید با شما میماند و هر کار نیکی که انجام دهید به شما بازمیگردد. » این ماجرا هر روز ادامه داشت تا اینکه زن از گفتههای مرد گوژپشت ناراحت و رنجیده شد. او به خود گفت: او نه تنها تشکر نمیکند بلکه هر روز این جمله ها را به زبان میآورد. نمیدانم منظورش چیست؟
یک روز که زن از گفتههای مرد گوژپشت کاملا به تنگ آمده بود تصمیم گرفت از شر او خلاص شود بنابراین نان او را زهرآلود کرد و آن را با دستهای لرزان پشت پنجره گذاشت، اما ناگهان به خود گفت: این چه کاری است که میکنم؟ بلافاصله نان را برداشت و در تنور انداخت و نان دیگری برای مرد گوژپشت پخت. مرد مثل هر روز آمد و نان را برداشت و حرف های معمول خود را تکرار کرد و به راه خود رفت. آن شب در خانه پیر زن به صدا در آمد. وقتی که زن در را باز کرد، فرزندش را دید که نحیف و خمیده با لباسهایی پاره پشت در ایستاده بود او گرسنه، تشنه و خسته بود در حالی که به مادرش نگاه میکرد، گفت:
مادر اگر این معجزه نشده بود نمیتوانستم خودم را به شما برسانم. در چند فرسنگی اینجا چنان گرسنه و ضعیف شده بودم که داشتم از هوش میرفتم. ناگهان رهگذری گوژپشت را دیدم که به سراغم آمد. او لقمهای غذا خواستم و او یک نان به من داد و گفت:«این تنها چیزی است که من هر روز میخورم امروز آن را به تو میدهم زیرا که تو بیش از من به آن احتیاج داری » وقتی که مادر این ماجرا را شنید رنگ از چهرهاش پرید. به یاد آورد که ابتدا نان زهرآلودی برای مرد گوژ پشت پخته بود و اگر به ندای وجدانش گوش نکرده بود و نان دیگری برای او نپخته بود، فرزندش نان زهرآلود را میخورد. به این ترتیب بود که آن زن معنای سخنان روزانه مرد گوژپشت را دریافت: هر کار پلیدی که انجام میدهیم با ما میماند و نیکیهایی که انجام میدهیم به ما باز میگردند.
به نام خدا
او ابزارهای خود را به شکل چشمگیری به نمایش گذاشت. این وسایل شامل خودپرستی، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرتطلبی و دیگر شرارتها بود.
ولی در میان آنها یکی که بسیار کهنه و مستعمل به نظر میرسید، بهای گرانی داشت و شیطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد.
شخصی از او پرسید: این وسیله چیست؟
شیطان پاسخ داد: این نومیدی و افسردگی است.
آن مرد با حیرت گفت: چرا این قدر گران است؟
من این وسیله را در مورد تمامی انسانها به کار بردهام. به همین دلیل این قدر کهنه است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبه نام خدا
استادي درشروع کلاس درس ، ليواني پراز آب به دست گرفت.
آن را بالا گرفت که همه ببينند. بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين
ليوان چقدر است ؟
شاگردان جواب دادند 50 گرم ، استاد گفت : من هم بدون وزن کردن ، نمي دانم
دقيقا“ وزنش چقدراست . اما سوال من اين است : اگر من اين ليوان آب را چند
دقيقه همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي خواهد افتاد ؟
شاگردان گفتند : هيچ اتفاقي نمي افتد، استاد پرسيد خوب ، اگر يک ساعت همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي مي افتد؟
يکي از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد ميگيرد.
حق با توست . حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد ديگري جسارتا" گفت : دست تان بي حس مي شود عضلات به شدت تحت فشار
قرار ميگيرند و فلج مي شوند . و مطمئنا“ کارتان به بيمارستان خواهد کشيد و
همه شاگردان خنديدند.
استاد گفت : خيلي خوب است . ولي آيا در اين مدت وزن ليوان تغييرکرده است؟
شاگردان جواب دادند : نه
پس چه چيز باعث درد و فشار روي عضلات مي شود ؟ درعوض من چه بايد بکنم؟
شاگردان گيج شدند. يکي از آنها گفت : ليوان را زمين بگذاريد.
استاد گفت : دقيقا" مشکلات زندگي هم مثل همين است اگر آنها را چند دقيقه در
ذهن تان نگه داريد اشکالي ندارد. اگر مدت طولاني تري به آنها فکر کنيد، به
درد خواهند آمد اگر بيشتر از آن نگه شان داريد، فلج تان مي کنند و ديگر
قادر به انجام کاري نخواهيد بود.
فکرکردن به مشکلات زندگي مهم است. اما مهم تر آن است که درپايان هر روز و
پيش از خواب، آنها را زمين بگذاريد به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيرند
هر روز صبح سرحال و قوي بيدار مي شويد و قادر خواهيد بود از عهده هرمسئله و
چالشي که برايتان پيش مي آيد، برآييد.
دوست من ، يادت باشد که ليوان آب را همين امروز زمين بگذاري زندگي همين است.
به نام خدا
جلسهُ چهارم از دور هفتم آموزشی کنگره ویژه آقایان مسافر در روزسه شنبه مورخه 92/9/5 با استادی آقای علی لطیفی ونگهبانی آقای مهدی معتمدی ودبیری آقای حسام عظیمی با دستور جلسه" چگونه شکر گزاری کنم o.t " راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
استاد با ذکر این موضوع که دستور جلسهُ امروز بسیار مهم میباشد وباید آن را در تمام مراحل زندگی کاربردی کنیم بیان داشتند قدرت مطلق تمام نعمتهایی که خلق کرده به نوعی برای خدمت به بشر خلق کرده است مثل خوراکی ها کوهها دریاها و حیوانات وهمه چیز پس باید شکر گزار لحظه های عمرمان باشیم و بدانیم حتی آن چیزهایی که به نظر ما تلخ وزننده هستند برای ما فایده ای دارند و بیهوده آفریده نشدند مثلا تریاک که خود بهترین دارو برای انواع بیماریها بوده ودر زمان قدیم در چین هفتصد نوع بیماری را با همین ماده درمان می کردند ولی من با ...................
به نام خدا
جلسه سوم از دور هفتم مورخه 92/8/28 با استادی آقای منوچهر خزعلی
وادی سوم و تاثیر آن روی من
خلاصه سخنان استاد:
استاد در ابتدا گفتند درست است اعتیاد یک بیماری است ولی این بیماری توسط هیچ کس به جز خود ما درمان نمیشود، چون خدمان این بیماری را به وجود آوردیم خودمان هم باید درمانش کنیم البته خانواده واطرافیان بی تاثیر نیستند ولی نقش اصلی را ..................
جلسه دوم از دور هشتم روز سه شنبه مورخه 14/8/92 به استادی آقای علیرضا محمد پور
دستور جلسه :تجربه ترکهای گذشته و روش d.s.t وبهترین راه
خلاصه سخنان استاد:
استاد در ابتدای جلسه فرمودند:
بهتر است قبل از هر چیز معنی تجربه را بدانیم و تجربه عملی است که انجام میدهیم و نتیجه مورد نظر را از آن کار میگیریم حال این جواب میتواند هم مثبت باشد هم منفی. در ترک مواد مخدر من تجارب زیادی داشتم ولی هیچ کدام به من جواب نداد و اگر جواب داده بود من امروز اینجا چه میکردم پس از تجربه هایم نتایج منفی گرفته بودم البته نباید خود را سرزنش کنم چون من راه درست را نمیدانستم وفقط به دنبال ترک مواد بودم حالا از هر طریقی که شده در ادامه استاد فرمودند................

چهاردهمین جلسه از دور هفتم سری کارگاههای آموزشی
خصوصی کنگره 60 ویزه آقایان مسافر نمایندگی تهرانپارس با استادی آقای حمید اسانلو و با نگهبانی آقای محسن برزگر و دبیری آقای حسن انبیایی با دستور جلسه وادی دوم و تأثیر آن روی من مورخ 92/7/30 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد: