جلسات مسافران
به نام خدا
جلسه هفتم از هشتم از دور هفتم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژهُ آقایان مسافر در روز سه شنبه مورخه 92/10/3 با استادی آقا رضا و دبیری آقای مهدی معتمدی و دبیری آقای حسام عظیمی با دستور جلسهُ کمک کنگره به من و کمک من به کنگره مادی و معنوی راُس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
استاد در ابتدا فرمودند بزرگترین کاری که کنگره برای ما کرده این بوده که درب خود را بدون هیچ چشم داشتی به روی ما باز کرده و من بعد از سی و دو سال اعتیاد و رفتن راههای متعدد برای ترک و تجربهُ رفتن به انژیو های مختلف نتوانستم راهی را برای درمان خودم یا حتی برای فهمیدن حال خودم نتوانستم پیدا کنم تا اینکه در کنگره به رهایی از بند اعتیاد رسیدم، پس یکی از خدمتهای کنگره همین درمان اعتیاد من بود پس من باید مراقب این رهایی خود باشم و از آن با آموزشهایی که در کنگره میگیرم محافظت کنم. یکی دیگر از کمک های کنگره به من،دادن دانایی بود.من در زمان اعتیاد خیلی ریخت و پاش داشتم و زندگی من هیچ نظمی نداشت و هزینه های زیادی خرج اعتیادم میکردم ولی امروز که در کنگره به درمان رسیدم و در زندگی به آرامش رسیدم چرا سبد پول را حمایت نمیکنم و حداقل مقدار خیلی کمی از هزینهُ مواد مصرفی خود را که امروز به لطف کنگره از آن رها شده ام در سبد پول نمی اندازم و دلیل این مسئله چیست؟َََََََََََََََََََآیا نمی دانم که تمام هزینه های کنگره نظیر هزینه آب برق تلفن چای قند سیستم صوتی و صدها هزینهُ دیگر از همین سبد تاُمین می شود، آقای مهندس دژاکام به هیچ عنوان از هیچ سازمان یا نهادی کمک مالی برای کنگره دریافت نمیکند چون عقیده دارند کنگره یک سازمان مردم نهاد است و باید خود اعضای آن که خود ما و امثال ما هستیم آن را حمایت کنند، پس باید بدانیم حمایت کردن سبد خود یک نوع فرمانبرداری است و یک آموزش است و من از این بابت خدا را شکر میکنم که این آموزشها را آموختم و امیدوارم همهُ دوستان به این درک برسند و از سبد حمایت کنند تا دوباره مثل شعبهُ صالحی که از دل اینجا بیرون آمد شعبه های دیگری هم با همین کمک ها احداث شود تا افراد بیشتری از کنگره بهره مند شوند و یادمان نرود در گذشته چه هزینه هایی برای درمان اعتیاد دادیم و نتیجه هم نگرفتیم و دوباره برگشت خوردیم،پس قدر این جایگاهی که امروز در آن قرار داریم را بدانیم و قدر دان تمام کسانی باشیم که از جان و دل برای ما زحمت میکشند و در کنگره خدمت میکنند نظیر مرزبانان و ایجنت محترم و راهنمایان عزیز که بدون هیچ چشم داشتی و عاشقانه جوری به ما محبت و خدمت میکنند که انسان احساس میکند از خانواده و پدر و مادرهم به او نزدیک ترند.
خلاصه سخنان استاد:
استاد در ابتدا فرمودند بزرگترین کاری که کنگره برای ما کرده این بوده که درب خود را بدون هیچ چشم داشتی به روی ما باز کرده و من بعد از سی و دو سال اعتیاد و رفتن راههای متعدد برای ترک و تجربهُ رفتن به انژیو های مختلف نتوانستم راهی را برای درمان خودم یا حتی برای فهمیدن حال خودم نتوانستم پیدا کنم تا اینکه در کنگره به رهایی از بند اعتیاد رسیدم، پس یکی از خدمتهای کنگره همین درمان اعتیاد من بود پس من باید مراقب این رهایی خود باشم و از آن با آموزشهایی که در کنگره میگیرم محافظت کنم. یکی دیگر از کمک های کنگره به من،دادن دانایی بود.من در زمان اعتیاد خیلی ریخت و پاش داشتم و زندگی من هیچ نظمی نداشت و هزینه های زیادی خرج اعتیادم میکردم ولی امروز که در کنگره به درمان رسیدم و در زندگی به آرامش رسیدم چرا سبد پول را حمایت نمیکنم و حداقل مقدار خیلی کمی از هزینهُ مواد مصرفی خود را که امروز به لطف کنگره از آن رها شده ام در سبد پول نمی اندازم و دلیل این مسئله چیست؟َََََََََََََََََََآیا نمی دانم که تمام هزینه های کنگره نظیر هزینه آب برق تلفن چای قند سیستم صوتی و صدها هزینهُ دیگر از همین سبد تاُمین می شود، آقای مهندس دژاکام به هیچ عنوان از هیچ سازمان یا نهادی کمک مالی برای کنگره دریافت نمیکند چون عقیده دارند کنگره یک سازمان مردم نهاد است و باید خود اعضای آن که خود ما و امثال ما هستیم آن را حمایت کنند، پس باید بدانیم حمایت کردن سبد خود یک نوع فرمانبرداری است و یک آموزش است و من از این بابت خدا را شکر میکنم که این آموزشها را آموختم و امیدوارم همهُ دوستان به این درک برسند و از سبد حمایت کنند تا دوباره مثل شعبهُ صالحی که از دل اینجا بیرون آمد شعبه های دیگری هم با همین کمک ها احداث شود تا افراد بیشتری از کنگره بهره مند شوند و یادمان نرود در گذشته چه هزینه هایی برای درمان اعتیاد دادیم و نتیجه هم نگرفتیم و دوباره برگشت خوردیم،پس قدر این جایگاهی که امروز در آن قرار داریم را بدانیم و قدر دان تمام کسانی باشیم که از جان و دل برای ما زحمت میکشند و در کنگره خدمت میکنند نظیر مرزبانان و ایجنت محترم و راهنمایان عزیز که بدون هیچ چشم داشتی و عاشقانه جوری به ما محبت و خدمت میکنند که انسان احساس میکند از خانواده و پدر و مادرهم به او نزدیک ترند.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۲ ساعت 14:33 توسط محمدعلی
|