به نام خدا

جلسهُ دهم از دور هفتم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژهُ آقایان مسافر در روز یکشنبه مورخه 92/10/7 با استادی آقای محمد رضا نظافتی و نگهبانی آقای علیرضا نظافتی و دبیری آقای علیرضا باقری با دستور جلسهُ وادی پنجم و تاُثیر آن روی من راُس ساعت 17 شروع به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

استاد ضمن تشکر از همهُ پیش کسوتان و نگهبان جلسه بیان داشتند در کنگره ما در وادی اول تفکر کردن را می آموزم و در وادی های بعد هم بر روی این موضوع تاُکید زیادی می شود تا می رسیم به این وادی که در این وادی گفته میشود باید تفکرات را از قوه به فعل در آوریم یعنی اینکه من تا امروز راه درست تفکر کردن را آموخته ام و حال باید حرکت کنم و تلاش کنم و در این وادی می اموزیم که تفکر تنها کافی نیست و ما برای کسب دانایی موُثر باید حرکت کنیم و در خود تغییر ایجاد نمائیم چون تا زمانی که خودمان تغییر نکنیم و دیدمان به زندگی تغییر نکند نمی توانیم به دیگران خدمت کنیم و فرد مفیدی باشیم ،این مسئله را با مثالی توضیح می دهم روزی فردی خواست دنیا را تغییر دهد ولی نتوانست بعد گفت کشورش را آباد میکند وتغییر می دهد ولی باز هم نتوانست و بعد شهرش و همینطور ادامه داشت تا خانواده ولی باز هم نتوانست تغییری ایجاد کند و آنجا بود که فهمید برای تغییر همه اینها ابتدا باید خود را تغییر دهد و اگر هر کس خود را تغییر دهد خود به خود دنیا هم تغییر می کند پس باید خود را قوی و آبدیده کنیم و تسویه  وپالایش را از خودمان شروع کنیم تا بتوانیم اول به خود خدمت کنیم و بعد هم به دیگران خدمت کنیم.

استاد در ادامه بیان داشتند در این وادی به سه اصل پندار نیک گفتار نیک و کردار نیک اشاره شده است که اگر ما بتوانیم به این سه اصل برسیم و آنها را در زندگی کار بردی کنیم به حال خوش دست یافته ایم ولی باید بانیم به یک باره نمی شود تغییر کرد وبه این سه اصل رسید بلکه باید آرام آرام و ذره ذره از ضد ارزشها دوری کنیم و به طرف ارزشها حرکت کنیم که در این وادی هفت پله و یا پارامتر برای حرکت به سمت ارزشها بیان شده که خیلی به در مسیر ارزشها کمک میکند،اولین پله برگشت از ضد ارزشها است که ما باید بدانیم تنها مشکل ما مواد نیست بلکه تمام ضد ارزشهایی که در زمان مصرف داشتیم باید باهم کنار بگذاریم و مرحله بعدی خودداری است یعنی اینکه از انجام کارهایی که منفعت یا ضررش برای ما مشخص نیست پرهیز کنیم و آنها را انجام ندهیم، مرحله بعدی قناعت است قناعت به این مفهوم نیست که من تا آخر عمر مثل گداها زندگی کنم بلکه باید خوب هم زندگی کنم ولی باید پایه های مالی خود را مستحکم کنم و از خرج های بیهوده پرهیز کنم و قدر آن چیزهایی که در زندگی دارم را بدانم و از حداقل امکانات حداکثر استفاده را بکنم و حسرت زندگی دیگران را نخورم مرحلهُ چهارم صبر است صبر به این مفهوم نیست که من در گوشه ای بنشیم و منتظر باشم تا همه چیز خود به خود انجام شود و درست شود بلکه باید حرکت کنیم و تلاش خود را بکنیم و صبر کنیم تا تلاشمان به ثمر بنشیند،مرحلهُ پنجم وکیل است یعنی من باید در شرایط سخت و دشوار زندگی ضمن تلاش و صبر، به خدا توکل کنم و از او مدد بگیرم و هیچ گاه توکلم را از دست ندهم و بدانم که اگر خواستش را داشته باشم واز او بخوام به من کمک میکند و من راتنها نمی گذارد.مرحلهُ ششم رضا است یعنی هر چیز که خدا به ما داده به آن راضی باشیم و هر چیز که در زندگی ما مقدر شده را با رضایت بپذیریم و مرحلهُ آخر تسلیم است که در این مرحله باید خود را تسلیم مقدرات الهی کنم و فقط فرمان بردار باشم.